خواجه نصير الدين الطوسي
51
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
و آنكه بالاى ثواب ثوابى ست تا آنجا كه مرد با خدا رسيد ، يعنى بالاى هر بهشت بهشتىست ، يعنى هر قطع بهشتىست بالاى بهشتى تا بكمال آخر وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى و إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى ، امّا بهشتهاى اضافى كمالات است بحسب اضافات ، و اگر اين معنى از معادن و نبات و حيوان و انسانها گيرند و با ملائكه و حدود قدسى رسانند چنين بتوان گفت كه جوهر كانى از كان معادن بسبب قوّت زائد بصفا و لون و شفافى و خاصيّتى كه دارد شريفتر است ، و چون از اوّلها گيرند و يكى بيكى رسانند آخر او باوّل قوّت نمائى پيوسته است ، امّا باثر ضعيف چون بسدّ كه او را قوّت عقدى و نمائى هر دو هست ، و نبات از كلّ جواهر كانى بسبب قوّت زائد نموّ كه دارد شريفتر است ، و چون از اوّلها گيرند و يكى بيكى رسانند مثلا گياهى كه بباريكى چون موئى و بنازكى چون قطرهء آب با درختان بلند باصل و فرع كه ايشان را توليد مثل باشد آخر او باوّل قوّت حيوانى پيوسته است ، امّا باثر ضعيف چون درخت خرما كه تا او را از خارج كش نمىدهند بار نمىآورد ، و اگر سرش بمىبرند اصل و فرعش بمىجوشد ، مثل حيوان است و حيوان از كلّ نباتيات بسبب قوّت زائد بحسّ و حركتى كه دارد شريفتر است ، و چون از اوّل آنها گيرند و يكى بيكى رسانند مثلا از پشه و مگس و كرمى كه از عفونت هوا و موادّ گوناگون پديدار آيد تا مرغانى كه از تكوين ايشان از بيضه باشد تا از حيواناتى كه تمام خلقت قوى هيكل كه توالد ايشان از صلب و رحم باشد ، آخر او باوّل قوّت انسانى پيوسته است ، امّا باثر ضعيف چون بوزينه كه او در چهره و فهم و ادراك به انسان تشبيه مىكند [ 43 ] و بعضى